آن افق مهگرفته را میبینی؟ بارها اینجا و در همین نقطه ایستادیم و به مقصد آن چشمانداز دور، وعدهها و رازها که به دست نسیم سپردیم. نسیم چیزی جز وهمی به هنگام خنکای صبح نیست. باید دستت را میگرفتم
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل ایمانی
تاريخ: جمعه
28 شهريور
1399 ساعت: 8:26